المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

611

مروج الذهب ( فارسى )

كه از ملوك و وزيران هند حكايت‌ها دارد و چون سندباد و كتابهاى ديگر نظير آنست . مسجد دمشق پيش از ظهور مسيحيگرى معبدى بزرگ بود و مجسمه‌ها و بت‌ها داشت و بر سر مناره آن مجسمه‌ها نصب شده بود و اين معبد را بنام مشترى و بطالع سعد بنا كرده بودند آنگاه مسيحيگرى بيامد و آنجا را كليسا كردند و چون اسلام بيامد آنجا را مسجد كردند و وليد بن عبد الملك بناى آن را استوار كرد ولى صومعه‌هاى آن تغيير نيافته و همان مناره‌هاى اذانست كه تاكنون بجاست در دمشق بناى عجيب ديگرى بود كه آن را بريص ميگفته‌اند و هنوز در وسط شهر بجاست و بروزگار قديم شراب در آن روان بوده است و شاعران ضمن ستايش ملوك غسانى كه از مارب و غير مارب بوده‌اند از آن ياد كرده‌اند . معبد انطاكيه بنام ديماس معروف است و در سمت راست مسجد جامع است آن را با آجر معمولى و سنگ ساخته‌اند و بنايى عظيم است و در هر سال نور ماه به هنگام طلوع در بعضى ماه‌هاى تابستان از يكى از درهاى مرتفع آن بدرون ميرود گويند ديماس را ايرانيان هنگام تسلط بر انطاكيه ساخته‌اند و از جمله آتشكده‌هاى ايشان بوده است . مسعودى گويد : ابو معشر منجم در كتاب الالوف معبدها و بناهاى بزرگى را كه ضمن هر هزار سال در دنيا ساخته مىشود ياد كرده است ابن مازيار شاگرد ابو معشر نيز در كتاب « المنتخب من كتاب الالوف » از آن سخن آورده است و كسانى كه جلوتر يا عقبتر از ايشان بوده‌اند بسيارى از بناها و عجايب زمين را ياد كرده‌اند كه از ذكر آن چشم پوشيديم و هم از ذكر سد صرف نظر كرديم كه همان سد ياجوج و ماجوج است و مردم درباره چگونگى بناى آن نيز چون بناى ارم ذات العماد به ترتيبى كه همين جا گفتيم و بناى اهرام مصر و نوشته‌هاى آن و طلسم خانه‌هاى صعيد و ديگر شهرهاى مصر اختلاف دارند و نيز اخبار مدينه العقاب را با آنچه